آزادی و مسئولیت پذیري ِاسلام من این است

آزادی و مسئولیت پذیری

اسلام من این است

 

نوشته: دکتر اینگرید متسن[i]

منبع: اسلامیکا

 

          اینطور به نظر می‌رسد که امروزه مردم ایالات متحده حق برخورداری از فردیت را از دست داده اند. ما با به مثابه جامعه اشتراکی برخورد می‌شود، گروهی که هر یک اعضای آن مسئول جنایات انجام شده توسط هر یک از مسلمانان آن یا انجام گرفته به نام اسلام هستند.

          پس از حوادث یازدهم سپتامبر بنده طی مقاله ای که نوشتم گقتم که مسلمین برای محکومیت تروریسم و خشونت سیاسی که به نام اسلام صورت می‌‌پذیرد، بیشترین التزام و تعهد را دارند. اسلام دارای یک قدرت مرکزی نیست؛ در جهان اسلام وجود شورایی از دانشمندان اسلامی به رسمیت شناخته نشده که از سوی همه مسلمین سخن بگوید.

          با این حال، همراه با حریت و معافیت از قدرت حاکمه مذهبی، مسئولیت شرکت در بحث و گفتگوی معنای حقیقی اسلام نیز به میان می‌آید. قوانین اسلامی می‌گویند سکوت علامت رضا است. اگر مسلمین اقدامی در جهت محکومیت تفاسیر انحرافی و تحریفی از قران که تروریستها ارائه می‌دهند، از مسئولیت خود در قبال تعریف معنای حقیق اسلام شانه خالی کرده‌اند.

          همزمان با این مسئله، توضیح دادن و ایراز مواضع خود بدین معنی نیست که در هر بار که بیانیه ای توسط تروریستها صادر می‌شود یا هر عمل مجرمانه ای به نام نمایندگی از سوی مسلمین که از آنها سر می‌زند باید بلند شده و در مخالفت با آنها داد سخن دهیم. هر وقت مشخص کردیم که در دفاع از چه چیزی و در مقابل چه چیزی ایستاده ایم، آنگاه می‌توانیم هر عملی را که از خطوط قرمز ما عبور کند را تکذیب و رد کنیم. سازمانهای اسلامی آمریکا سعی بسیاری کرده‌اند تا تکذیب ها و محکومیت های خود در قبال تروریسم و افراطی گری هایی که به نام اسلام انجام می‌گردند را به اطلاع عموم مردم برسانند. ما در اینجا عرضحال های سازمان یافته، فتوی‌های مکتوب و اعلام موضع ها، بروشورهای منتشره، کنفرانس های برگزار شده، توضیحات رسانه ای سازمان یافته، مقالات منتشر شده، و گفتگوهای رادیویی و تلویزیونی زیادی داشته ایم.

          با این حال هنوز از ما می‌پرسند:" چرا مسلمانان میانه رو بر علیه تندرو ها سخنی نمی‌گویند؟" ما سخن گفته ایم، اما سخن ما شنیده نشده، شاید اصولاً به این دلیل که اخبار خوب چندان پوشش خوبی نصیبشان نمی‌شود.

          بدتر از آن اینکه ما سطخن گفته ایم، ولی کسی به سخنان ما گوش نسپرده است. بسیاری از مردم هستند که از نظر ایدئولوژیکی بر ضد اسلام، و حتی تفاسیر بسیار مهربانانه آن، ایستاده اند و این به دلیل ایدئولوژی های افراطی مذهبی و سیاسی خود آنها است. مهم نیست که چه مسلمانان با وجدانی هستند که می‌خواهند به عنوان شهروندانی صلح جو زندگی کنند. شهروندانی که در راه رفاه اجتماعی جامعه خود می‌کوشند. به هر حال این گروه ها به ما و دین ما حمله خواهند برد.

          آنچه بیش از همه قابل اعتراض است چیزی است که من آنرا "بنیادگرایان اسلامی غیر مسلمان" می‌نامم. آنچه منظور من است غیر مسلمانانی هستند که تفسیری لفظ گرایانه و بی توجه  به محتوی و متن  از قران و سنت اسلامی ارائه می‌دهند. این آن چنان که من متن کتاب مقدس را می‌خوانم نیست (شاید چنان باشد که آنها کتاب مقدس خودشان را می خوانند)، بنابراین آنها که هستند که به من بگویند این "حقیقتاً"چیزی است که اسلام  می‌گوید؟

          مورد قضاوت قرار گرفتن به عنوان یک گروه، و نه به عنوان یک فرد، همچنین باعث می گردد تمام تجربیات منفی یک نفر مسلمان به عنوان نمونه ای از همه مسلمانان و همه اسلام به حساب آورده شود. من با حق هر کس برای تعریف کردند داستان شخصی خود مخالفتی ندارم. ما همه این حق را داریم، و هر کس باید از درد، رنج و ناراحتی زنان و مردانی درس بیاموزد که به نام اسلام با آنان بد رفتاری شده است.

          ولی این تجربیات منفی در بین همه مسلمان مشترک نبوده و در واقع بیشتر مسلمین چنین تجربیاتی نداشته اند. برای همین است که چنین نویسندگانی در میان جوامع اسلامی جایگاه چندانی ندارند چرا که اغلب مسلمانان علایق و منظر دید های آنها را ندارند.

          بار گناه اشتراکی، وزن سنگین و ستمگرانه مورد رفتارهای کلیشه ای واقع شدن و خشونت و نفرت ضد مسلمانان تحمل نکردنی است. از آنها تحمل ناپذیر تر آنکه می‌بینیم جوانان مان تحت تاثیر این بار گناه قرار گرفته اند.

          اما هنوز امیدی هست. امید در آمریکایی های عادی و معمولی وجود دارد که تلاش دارند بر تعصب خود فائق آمده و با همسایگان مسملمان خود رابطه برقرار کنند. امید در همبستگی که بین گروههای دیگری نظیر ژاپنی آمریکایی ها وجود دارد. کسانی که با موقعیتهای مشابهی روبرو بوده اند. امید در رهبری اخلاقی فوق العاده ای وجود دارد که از اغلب رهبران دینی آمریکا دیده شده است. کسانی که تلاش دارند جماعت خود را به مسیر ادراک و شفقت هدایت کنند.

          من بیش از هر چیز این چالش ها را به عنوان فرصت هایی می‌بینم تا خود و جامعه خود را بیازمایم. آزمایشی برای اینکه ببینم آیا وقتی ما تبعیضی بر علیه یکدیگر مشاهده می‌کنیم با شجاعت و رهبریت اخلاقی کافی با آن روبرو می‌شویم؟ آیا قادر هستیم از قرار دادن دیگران زیر بار گناه های جمعی خودداری کنیم؟ آیه قران که می‌فرماید "هیچ کس به گناه دیگری مجازات نمی‌شود" از اولین آموزه های جامعه اسلامی است. ما همگی انسانیم و همه باید با خودخواهی‌، تعصب و قدرت طلبی خود مبارزه کنیم.

          مبارزه من در راه بدست آوردن حقوق اجتماع خود به عنوان یک مسلمان، تنتها می تواند نقطه شروعی باشد بر مبارزه ای وسیع تر، مبارزه ای برای شان و جایگاه همه مردم. مسلمانی در جامعه امروز آمریکا یعنی داشتن فرصتی برای کار در راه این هدف به همراه مردمانی با همیاری و شفقت و خیر خواهی برای پیروان همه ادیان.

 


[i]  دکتر اینگرید متسن یکی از اعضای مومن و استاد رشته مطالعات اسلامی و روابط اسلام-مسیحیت مدرسه علوم دینی هارتفورد است. او اولین زنی است که به ریاست جامعه اسلامی شمال آمریکا رسیده است.

/ 1 نظر / 19 بازدید